تبليغاتX
شبكه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه شريف
 
   
       
 

     دنيا دو روز است

راحتى در آخرت است، «وَ النَّاسُ يَطْلُبُونَها فِى الدُّنْيا فَلا يَجِدُونَهُ.»(1)؛ (و مردم آن را در دنيا جست و جو مى كنند و نمى يابند.) اگر خوشى ها و بدى ها يك جا ديده شود، مى بينيم كه دنيا دو روز است: 
«أَلدَّهْرُ يَوْمانِ: يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ.»(2) روزگار دو روز است: روزى به نفع تو، و روزى بر ضرر تو. سروصدا و گريه ى اطرافيان نفعى به حال شخصى كه در حال احتضار و جان كندن است ندارد، بلكه خلوت(3) و گفتن تهليل «لا إِلهَ إِلاَّ اللّه » براى طرفين نافع است.(4)

شايد اگر مُحْتَضَر توجه داشته باشد، و جايش خوب باشد، از گريه كردن و اظهار ناراحتى آن ها ناراحت گردد. در روايت آمده است كه: «مؤمن و كافر، فردا از تأخير مرگ حسرت مى خورند و آرزو مى كنند كه اى كاش زودتر مرده بودم! مؤمن براى اين كه زودتر به مقامات و تنعم برسد، و كافر براى تخفيف در عذاب به واسطه ى كمى عمرش.»

1. ر.ك: مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173؛ بحارالانوار، ج 75، ص 453؛ عدّة الداعى، ص 179؛ عوالى اللّئالى، ج 4، ص 61.
2. نهج البلاغه، ص 462 و 546؛ بحارالانوار، ج 33، ص 498؛ ج 70، ص 81 و 135؛ ج 74، ص 422؛ ج 75، ص 13 و 84.
3. خلوت ظاهرى و عدم حضور افراد گريه كننده در كنار محتضر و نيز خلوت و توجّه باطنى به حضرت حقّ سبحانه.
4. ر.ك: وسائل الشيعة، ج 2، ص 454؛ مستدرك الوسائل، ج 2، ص 121.

ادامه مطلب

|لینک ثابت مطلب|  نگارش شده در : یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 ساعت 4:20  توسط محبان آقا  | 

     استلام حجرالاسود و طواف خانه ى خدا

ابن تيميه كه بوسيدن ضريح و توسل به اولياى خدا را شرك و حرام مى داند، به خود اشكال مى كند كه اگر به ما بگوييد: پس چه طور استلام حجر الاسود و تقبيل و بوسيدن و تبرك به آن در حج، و نيز طواف كردن بر گرد بيت اللّه  الحرام، از پيغمبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ مأثور و سنّت است؟ در جواب مى گوييم: «هكَذا وَرَدَ!» [در شريعت] چنين وارد شده است!
آيا مى شود چيزى شرك باشد و استثنائا مشروع بوده و در شرع وارد شده باشد؟! اگر پيغمبرى قايل به شرك باشد و دعوت به شرك كند، آيا كسى سخن او را باور مى كند؟!
آيا شرك فقط در خصوص حجر الاسود و طواف مانعى ندارد؟! و آيا اساسا شرك (كه عقلاً ممتنع است) قابل تخصيص است؟! طواف كردن بر گرد خانه ى خدا كه از سنگ است هم همين طور، زيرا تعظيم يك سنگ و چرخيدن بر دور احجار و تعظيم آن ها به نظر شما شرك و كفر است ولى مستثنى است.
 آيا خدا و رسول كه ما را به حج و طواف خانه ى خود ـ كه از اعظم واجبات و مراتب بندگى در اسلام است ـ دعوت كرده اند، به شرك و كفر دعوت نموده اند؟! و آيا خود پيغمبر هم در طواف خانه ى خدا و استلام حجر به نوعى شرك و كفر مرتكب و معتقد بوده است؟! آرى، ائمه و شيوخ المسلمين كه «يُطاعُونَ وَ لايُعْصَوْنَ.»؛ (از آن ها اطاعت مى شود و هرگز از آنان نافرمانى نمى شود). اين گونه سخنان را مى گويند!

ادامه مطلب

|لینک ثابت مطلب|  نگارش شده در : پنجشنبه نهم آبان 1387 ساعت 12:10  توسط محبان آقا  | 

     شب بيست و سوم ماه رمضان شب قدر است

Image بسيارى از بزرگان شب هاى ماه رمضان را بيدار مى ماندند و نمى خوابيدند، هر چند نزد ما تقريبا واضح است كه شب بيست و سوّم ماه رمضان، شب قدر است. ولى اوّل ماه بايد قدرى دقّت شود كه اوّل ماه دقيقا تشخيص داده شود.
مرحوم آقاى طباطبايى(1) هم همين طور بود و شب هاى ماه رمضان بيدار بود و مى فرمود: يك وقت در روز اين قدر خوابيده بوديم، كار به اين جا رسيد كه وقتى بيدار شديم، با استعجال وضويى براى ظهر و عصر گرفتيم و ظهرَيْن(2) را با وضو در آخر وقتش اداءً خوانديم!

در كربلا هم بوده اند كسانى كه شب هاى رمضان نمى خوابيدند، حتى از بعضى ها نقل مى كردند كه قعده(3) مى گرفتند و صحبت مى كردند تا خوابشان نبرد.


1. علاّمه سيّد محمّد حسين طباطبايى ـ رحمه اللّه ـ .
2. نماز ظهر و عصر.

3. جلسه ى گفت و گو و شب نشينى.

ادامه مطلب

|لینک ثابت مطلب|  نگارش شده در : پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 19:2  توسط محبان آقا  | 

     مى شناسم كسى را كه مى شناسد شب قدر را

Image سؤال: مى گويند: «بعضى از علما و يا بزرگان اهل معرفت يك سال تمام شب ها را بيدار بوده اند تا شب قدر را درك كنند» آيا اين مطلب صحّت دارد؟
جواب: براى ما هر شب، شب قدر است در خوابيدن ، چون هميشه در ايّام سال شب ها مى خوابيم
!
اين سيّد بن طاووس ـ رحمه اللّه ـ است كه اين تعبير را دارد:
«إِنّى لاَءَعْرِفُ مَنْ يَعْرِفُ لَيْلَةَ الْقَدْرِ!»(1) من كسى را مى شناسم كه شب قدر را مى شناسد!

1. ر.ك: اقبال اعمال، ص 66. عين عبارت سيّد ـ رحمه اللّه ـ به اين صورت است: «... فَإنَّنى عَرَفْتُ وَ تَحَقَّقْتُ مِنْ بَعْضِ مَنْ أَدْرَكْتُهُ أَنَّهُ كانَ يَعْرِفُ لَيْلَةَ الْقَدْرِ كُلَّ سَنَةٍ عَلَى الْيَقينِ...»؛ (... من بى گمان و على التحقيق بعضى را ديده ام كه در هر سال به صورت يقينى شب قدر را درك مى نمود.) سپس در ادامه مى فرمايد: «وَ هِىَ رَحْمَةٌ أَدْرَكْتُهُ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ.»؛ (و اين رحمتى از جانب پروردگار جهانيان است كه من نيز آن را دريافته ام.) شگفت اين كه درادامه مى افزايد: «وَ لَيْسَتْ هِىَ بِأَعْظَمَ مِنْ رَحْمَةِ اللّه ـ جَلَ جَلالُهُ ـ بِمَعْرِفَةِ ذاتِهِ الْمُقَدَّسَةِ وَ صِفاتِهِ الْمُنَزَّهَةِ وَ مَعْرِفَةِ سَيِّدِ الْمُرْسَلينَ وَ خَواصِّ عِتْرَتِهِ الطّاهِرينَ.»؛ (و اين رحمت، از رحمت خداوند ـ جلّ جلاله ـ در راهنمايى به شناخت ذات مقدّس و صفات پاك و نيز شناخت سرور پيامبران و ويژگان از اهل بيت پاكش، بزرگ تر نيست.) به نظر مى رسد كه مقصود از شناخت خداوند متعال و معصومين ـ عليهم السّلام ـ در اين جا، شناخت مقام نورانيّت و معصومين ـ عليهم السّلام ـ باشد كه سيّد ـ رحمه اللّه ـ آن را از درك شب قدر با اهميّت تر دانسته است واللّه العالم.

ادامه مطلب

|لینک ثابت مطلب|  نگارش شده در : پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 18:54  توسط محبان آقا  | 

     پيامدهاى مسامحه در استهلال

در اثر اهمال در رؤيت ماه، چه خيراتى از ما فوت مى شود، و چه محروميت ها كه نصيب ما مى گردد! نظير شب قدر و شب نيمه شعبان و... و نيز چه اعمال مخصوصه اى از اين شب ها كه از دست مى رود. بى خود نبود كه فرمود: «لا وَفَّقَكُمُ اللّه لِفِطْرٍ وَ لا أَضْحى!»(1) خداوند شما را به دو عيد فطر و قربان موفق نگرداند! در استهلال بعضى از ماه ها بسيار مسامحه مى شود. اگر اهميّت داده مى شد، در خيلى از موارد استهلال ماه هاى سابق براى ماه هاى بعد به درد مى خورد.
1. من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 89؛ بحارالانوار، ج 45، ص 218؛ علل الشرائع، ج 2، ص 389؛ وسائل الشيعة، ج 10، ص 10، ص 265 و 296.

ادامه مطلب

|لینک ثابت مطلب|  نگارش شده در : پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 9:2  توسط محبان آقا  | 


   

Copyright © 2008 All rights reserved. Design by Mechanics-ac